خیلی وقت می شود که قصد داشتم از کتابی بنویسم که باید خواندن آن را از مدرسه به همه ما پیشنهاد می کردند. که هم تاریخ است و هم ادبیات. و چه تاریخ تلخی و چه درسهایی که از آن نگرفتیم.
تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران
انقراض قاجاریه (جلد دوم)
ملک الشعرای بهار
موسسه انتشارات امیرکبیر
شاید تعداد کمی از ما بدانند که بهار فقط یک نویسنده و شاعر نبوده بلکه بیشتر سیاستمدار بوده و روزنامه نگار. کتاب به کوشش مهرداد بهار که خود نیز مانند پدرش نیاز به معرفی ندارد از یادداشت های ملک الشعرای بهار که در سالهای آخر عمر جمع آوری کرده گردآوری شده است.
کتاب از سالهای 1298 هجری شمسی شروع میشود تا به قدرت رسیدن رضا خان (شاه؟!). یعنی چند سال پر آشوب. به بخش هایی از کتاب توجه کنید:
ولی چه میتوان کرد با ملتی که به منفی بافی بیشتر راغب است تا به کار کردن و تصمیم گرفتن و مردانه و با یک عقیده روشن پیش رفتن؟
رئیس دولت ما هم نخواست یا جرأت نکرد که طرز کار آتاتورک یا موسولینی را پیش گیرد و این کار بعدها صورت گرفت، ولی به دست عدهای قزاق، نه به دست عدهای عالم و آزادیخواه.
علت اصلی چه بود؟ عدم تشخیص درست و خودخواهی لیدرها و کم بودن جرأت.
بعضی از رجال کم کار و مهمل بودند. بعضی وجاهت زیادی نداشتند بعضی با خارجیان نمیتوانستند درست کنار آیند. هر چه بود، به هر تقریب، هر سه ماه به سه ماه، یکی میآمد و یکی میرفت؛ هتاکی جراید نیز بر عداوتها و بغضها میافزود. خلاصه، اعصاب خسته و فرسوده و مرض عصبی شدیدی همه را از پا درآورده بود و معلوم نبود دعوی بر سر چیست.
به قول مردی تبریزی، « دولت از ملت جمهوری میخواست! » حقیقت هم این بود. در قصر سردار سپه که رئیس الوزرا شده بود، جمعی از نویسندگان و سیاسیون که عده آنها چندان زیاد نبود، با هم رفت و آمد داشتند و نقشه جمهوری را میکشیدند!
تفاوتی که بین جمهوری ما با مشروطه بود این بود که مشروطه بر ضد دولتی بسیار فاسد و درباری تباه و پادشاهی مستبد برپا شد و علمای مملکت که نفوذ بسیار شدیدی در مردم داشتند، از آن فکر حمایت کردند، خاصه بزرگانی مانند سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی و مرحوم آخوند خراسانی.
اما جمهوری بر ضد حکومت مشروطه و قانون اساسی بر پا شد. جمهوریخواهان با پادشاه طرف شدند و از او میخواستند به خلاف وظیفه قانونیش و به میل ایشان فلان طرز کار بکند؛ و با درباری مخالف بودند که چیزی نبود و دخالتی در کارها نداشت. علاوه بر اینها، موافقت جدی سردار سپه با جمهوری اسباب تردید و بیم و احتیاط مردم شده، تصور کنید (درست هم بود) که نتیجه این جمهوری منجر به دیکتاتوری ایشان خواهد شد!
Wednesday, August 25, 2010
تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
0 comments:
Post a Comment